فريدون بن احمد سپهسالار

196

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

نام فرعون نگيرم كه دهن گنده شوم * جان موسيست روان در تن همچون طورم رهن نه جبه و دستار تنم باز بده * زانكه بىجبه و دستار و بدن مستورم خون خفاش عنب را بچكان در چشمم * تا كه سرمه شود اين چشم كه من شب‌كورم هله خاموش كه سرمست خموش اولىتر * من فغان را چكنم نى ز لبش مهجورم شمس تبريز كه مشهورتر از خورشيدست * من كه پيمانهء شمسم چو قمر مشهورم